گفتگوهای تنهایی

اول هرکاربگو بسم الله تاجمله گناهان توبخشدالله

امروز30/1/88 چشمانم بانوشته زیبایی آشنا شد تادرلحظات زندگیم ازآن استفاده بکنم

مهربانی   آرام می کند

قصه    خاموش می کند

نوازش   مست می کند

رویا     غرق می کند

دامان     خواب می کند

دوست داشتن    رام می کند

عشق     تسلیم می کند

ایمان    مطمئن می کند

شعر    نرم می کند

خاطره     گرم می کند

خیال     نشئه می آورد

یاد        دربند می کشد

امید         پیوند می دهد 

آرزو خلسه می زاید.....یک چیزدیگر، خیلی عجیب ازهمه عجیب تر ، آنچه تاپیدا می شود،همه چیز وهمه کس پنهان می شوند ، تاآغاز می شود همه چیز پایان می گیرد.

/ 3 نظر / 5 بازدید
سحر

گاهي که دلم به اندازهء تمام غروبها مي گيرد چشمهايم را فراموش مي کنم اما دريغ که گريهء ، دستانم نيز مرا به تو نمي رساند من از تراکم سياه ابرها مي ترسم و هيچ کس مهربانتر از گنجشکهاي کوچک کوچه هاي کودکي ام نيست و کسي دلهره هاي بزرگ قلب کوچکم را نمي شناسد و يا کابوسهاي شبانه ام را نمي داند با اين همه ، نازنين ، اين تمام واقعه نيست از دل هر کوه کوره راهي مي گذرد و هر اقيانوس به ساحلي مي رسد و شبي نيست که طلوع سپيده اي در پايانش نباشد از چهل فصل دست کم يکي که بهار است سلام صبح دل انگیز 30روز از بهار 88 که با ديدن نوشته های قشنگ وبت شروع شده بخیر باشه....لذت بردم..دوست داشتی با قدمهای سبزت کلبه منم مزین کن..منتظرتم..روزت دل فریب مهربان... روز خوش[گل]

مارال

و خدا حفاظت می کند چه زیبا...خوشحال میشم به منم سر بزنی

محمد خداپناهی

سلام. گاهی مسیر جاده به بن بست می رود گاهی تمام حادثه از دست می رود گاهی همان کسی که دم از عقل میزند در راه هوشیاری خود مست می رود گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست وقتی که قلب خون شده بشکست میرود اول اگرچه با سخن از عشق آمده آخر خلاف آنچه که گفته است می رود گاه یکسی نشسته که غوغا به پا کند وقتی غبار معرکه بنشست می رود اینجا یکی برای خودش حکم می دهد آن دیگری همیشه به پیوست می رود وای از غرور تازه به دوران رسیده ای وقتی میان طایفه ای پست می رود هرجند مضحک است و پر از خنده های تلخ بر ما هرآنچه لایقمان هست می رود این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست تیریست بی نشانه که از شصت می رود بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند اما مسیر جاده به بن بست می رود www.mkhodapanahi.persianblog.ir شاد باشید