دکتر علی شریعتی

من غیرنظامی ،علی شریعتی،متهم به هر اتهامی که می توان برزبان آورد، معتقدم به :

١- یگانگی خدا

٢- حقانیت همه انبیاء ازآدم تاخاتم .

٣- رسالت وخاتمیت حضرت محمد (ص)

۴- وصایت وولایت وامامت علی بزرگوار(ع)

۵- اصالت <<عترت >> به عنوان تنها باب عصمت برای ....

۶- اعلام وصایت وامامت علی بوسیله پیغمبر نه تنها درغدیرخم ،بلکه دربیست ویک مورددیگردرزندگی پیغمبرکه همه رااستنباط کره وتدریس نموده ام...

....٢٢- وبالاخره به عنوان روشن ترین جهت وشدت ومعنی ایمانم به تشیع علوی یعنی <<تشیع شهادت >> نه عزا <<تشیع سرخ >> نه سیاه آنچه درمصرکناراهرام برسرگورهزاران برده ای که درزیرسنگ کشی برای ساختن اهرام برقبرفرعون جان      داده اند وپنجهزارسال پیش اینجا چال شده اند خطاب به یکی ازاین بردگان مظلوم نظامی فرعونی .... گفتم ، ( درنامه ای تحت عنوان آری اینچنین بود برادر! ) ....

ازهمان ابتدای کاراصل رابراین گذاشتم که بااطلاع وعلم ویقین به اینکه هیچ نیرووهیچ کمکی نخواهم داشت ، کارم رابنباد بگذارم وگذاشتم . باعلم ویقین به اینکه دراین راه واین مسیر، وبااین نوع فکر، من وهمفکران من تنها خواهیم بود، کارکردم ،واصل رابراین نهادم که نه تنها دشمنان مغرض وکسانیکه ماموریت ومسئولیت کوبیدن مارابرعهده دارند،ونه تنها کسانیکه درجبهه فکری واجتماعی مقابلند به مخالفتمان برخیزند، که همراهان وهمدردان وهمفکرانمان نیزدرسخت ترین وحساسترین لحظات تنهامان بگذارند ، وآنهائی که قاعدتا وقانونا واخلاقا وااجتماعا ودینا باید یارومددکارومدافع وحامی این نوع طرز فکر باشند ،بخاطر دشمنیها وتهمت هاوحمله های مخالفین ، خود راکنارمی کشندوشاید هم مستقیم وغیرمستقیم ، همدستی وهمداستانی کنندوزمینه رامساعد بسازند .وازهمان ابتدا ایمان داشته ام که هرکاری که براساس صداقت وحقیقت مطلق باشد ونه براساس مصلحت بینی ومصلحت اندیشی و<<اوراهم داشتن >> و<<پنج پهلو >> و<<ده جور>> صحبت کردن وسیاست بازی وبازی باشخصیت ها،  وتقرب ها وتوسل هاو<<خوش آیندها وبدآیندها>> واین راداشتن وبااوتماس گرفتن ، واوراهم راضی کردن نباشد ، وفقط وفقط امیدمان به ایمان وعقیده ومعبودمان باشد وتمامی تکیه مان برخویش ،وتنها عامل ترس وهراس نیز<<خود ما>>باشد که نلغزیم ،ناامید نشویم ،خودخواهی نیاید وضعیفمان نکند ، وجاذبه ها ودعوت های گوناگون منحرفمان نکند ، دراین حال بی شک به میزانی که موفقیت وحساسیت مساله بیشترشود آدم تنهاترخواهد ماند وکسانی که درحالات عادی تاییدکننده وهمگام وهمراهند، وقتی که مساله بصودت بزرگتر وحساس تروتعیین کننده تری دراید دیگرهمراه وهمگام نخواهند بود،وآنگاه تنها قربانی ،نابودویاخفه می شویم .

اینها اعتقادات اولیه من بوده است وایمان سالیانم ،ودلیلش نوع زندگی من است وحرف هایی که زده ام ومسائلی که مطرح کرده ام ونوع زبانی که برگزیده ام ،که خطاب به هیچ طبقه ای نیست وبراساس خوش آیند ورضای آن طبقه ، این قشروآن قدت واین قطب هم نه . که اساس اعتقادم به این است که اکنون چه نیازی هست واین جامعه واین نسل به چه محتاج است ..... 

/ 0 نظر / 7 بازدید